استرس میگره سر تا پامو
میکروفن جلو دهنامو
اب دهنمو به زور میدم قورت
دیدم روزی رو که میشم من یه غول
جمعیت بالا میگن نیمو
بخون واسمون دیگه اینو
هرکاری بکنم دیگه نتونم
بپیچم مردمو برم جلو
فرق نمیکنه که کی بیاد
ماها متتظرشیم تایه روز بیاد
ماها واسش کار میکنیم
پول بار میکنیم ترسو چال میکنیم
غمخوار دار شب پای کار
نمیترسیم از چوبه دار
مهم نیست چجوری هستیم
با این که توی منگه فشار
تکسا دارن تل انبار میشن
من هستم و هدف فابریکم
همه یجورایی توی خودشونن
ما گذروندیم دیگه دیالکتیکم (هاااااا)
این بیتا حیفه مچاله بیاد
باید برسه به گوشی اونی که میخواد
سر وصدا دیگه کمتر شده.
چون میدونه سرشو باید بپاد
دشمنا میرن همه یهوری
معرفت از پول بهتری
پولای کم پدری دور
اخه شروع میشه حالا پول پسری
برچسب:
نویسنده: آریا رحیمی